|
*بسم الله الرحمن الرحیم* باسلام وصلوات وعرض تبریک به پیشگاه امام عصر و الزمان به مناسبت فرارسیدن ولادت امام محمد تقی (علیه السلام)و امام علی (علیه السلام) مراسمات جشنی به قرار ذیل در حسنیه برگزار خواهد شد* زمان:پنجشنبه۲/۳/۱۳۹۲ ساعت ۲۱ -قرائت قرآن کریم -زیارت امین الله -مدیحه سرایی
زمان:شنبه۳/۳/۱۳۹۲ ساعت ۲۱ -قرائت قرآن کریم -زیارت امین الله سخنرانی توسط جناب آقای اخوان -مدیحه سرایی
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
زندگی نامه امام علی(علیه السلام)
- مقدمه
۲- کیفیت ولادت ۳- دوران کودکی ۴- بعثت پیامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع ) ۵- حضرت علی ( ع ) نخستین یاور پیامبر ( ص ) ۶- حضرت علی ( ع ) بعد از هجرت ۷- حضرت علی ( ع ) داماد رسول اکرم ( ص ) ۸- غدیر خم ۹- حضرت علی ( ع ) بعد از رحلت رسول اکرم ( ص ) ۱۰- خلافت حضرت علی ( ع ) ۱۱- شهادت امام علی ( ع ) مقدمه تمام انسانها در زندگی خویش از فراز و نشیب برخوردارند و با مشکلات مختلفی مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشکل دچار ضعف و ناتوانی می گردند و سعی می کنند با کمک و راهنمایی درد آشنایان خود را از مهلکه نجات دهند و با یافتن ” الگوها ” در هر زمینه ای ، و سپس تبعیت از آن ، وظایف خویشتن را بخوبی انجام دهند و مشکلات و دردهای خویش را تسکین بخشند . یکی از این اسوه ها پیامبراکرم ( ص ) است که قرآن مجید هم این حضرت را ( ۱ ) به همین نام معرفی می فرماید . بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال ” الگوی ” دیگر و جانشین برای آن حضرت باشیم ، به پیشوای بزرگی همچون مولای متقیان حضرت علی ( ع ) خواهیم رسید ، و چه زیباست که برای پذیرش اخلاق و رفتار حسنه ایشان ، زندگی پر فراز و نشیب و سراسر شگفتی آن حضرت را مرور کنیم . کیفیت ولادت دوران کودکی بعثت پیامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع ) حضرت علی ( ع ) نخستین یاور پیامبر ( ص ) ....... بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اي بهشت قرب احمد (ص) فاطمه(س) ليله قدر محمد (ص) فاطمه(س) اي سه شب بي قوت واز قوت تو سير هم يتيم و هم فقير و هم اسير وحي بي ايثار تو كامل نشد هل اتي بي نان تو نازل نشد مدح تو كي با سخن كامل شود وحي بايد بر قلم نازل شود اي كه در تصوير انسان زيستي كيستي تو كيستي تو كيستي از شب ميلاد تاآخر نفس مصطفي (ص)يك دست را بوسيد و بس آن هم اي دست خدا دست تو بود اي برآن لبها و دست تو درود عقل كل از كل هستي شد جدا تا چهل شب كرد خلوت با خدا اين چهل شب در سرش شور تو بود بهر استقبال از نور تو بود اي كه از سر تا به پا پيغمبري بلكه هم پيغمبري هم حيدري تو رسول الله (ص) شويت بوالحسن (ع) هر سه يك جانيد با هم در سه تن بس تويي اي عرش حق را قائمه هم محمد (ص) هم علي (ع) هم فاطمه (س) بايد اينجا لب فرو بست از بيان روز محشر قدر تو گردد عيان صحنه محشر همه پابست توست اختيار نار و جنت دست توست مهر تو روز قيامت هست ماست ريشه هاي چادرت در دست ماست روز محشر كار ما با فاطمه (س) است نقش پيشاني ما يا فاطمه (س) است از كرامت بر جبين ما همه ثبت كن هذا محب الفاطمه (س)
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
بسم اللّه الرحمن الرحيمشهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعيتى است كه منابع حديثى و تاريخ شيعه و سنّى بر آن گواه است. برخى به علت عدم آشنائى با حديث و تاريخ، در اين واقعيت ترديد نمودهاند. از اينرو گوشهاى از شواهد اين مصيبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهلسنّت تقديم پويندگان حق و حقيقت مىنمائيم. * * * قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من يلحقنى من اهل بيتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ». (فاطمه) اولين كسى از اهلبيتم مىباشد كه به من ملحق مىگردد، پس بر من وارد مىشود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول... فرائد السمطين ج 2، ص 34 * * * قال موسى بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّيقة شهيده. اصول كافى ج 1، ص 381 * * * قال ابن عباس: إنّ الرّزيّة كُلَّ الرّزية، ما حال بين رسولاللَّه (ص) و بين كتابه. مصيبت تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) و نوشتارش حائل گرديدند. صحيح بخارى ج 1، 120 ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
منشأ تمام اعمال و حرکات و گفتار و خوبیها و بدیهای انسان نفس است.
اگر نَفْس اصلاح شد، در دنیا و آخرت سعادت انسان تأمین خواهد شد. و اگر به فساد کشیده شد، منشأ بدیها خواهد بود و هلاکت دنیوی و اخروی را در پی خواهد داشت. اگر در راه انسانیت قدم نهاد، میتواند از فرشتگان مقرب الهی نیز بالاتر رود و اگر گوهر شریف انسانیت را نادیده گرفت و در طریق حیوانیت و اطاعت شهوات قرار گرفت از حیوانات پست تر میشود بلکه به مقام شیطنت سقوط میکند. اسباب و وسایل پیمودن هر یک از این دو راه در نهاد انسان نهفته است. هم عقل دارد و میتواند از طریق متابعت آن به کمال برسد و هم غرایز و قوای شهوانی دارد که اگر از آنها به طور غیر متعارف و افراط آمیز متابعت کند و از چهارچوب شرع مقدس خارج شود به ضلالت و هلاکت خواهد رسید. با توجه به این مقدمه برای حل مشکل میتوان چند راهکار مبنایی و اصولی ارایه داد و چند راهبرد عملی بیان نمود. الف. راهکارهای مبنایی و اصولی: فرز۱٫ تفکر و اندیشه: یکی از موانع مهم تهذیب نفس و یکی از علل انجام گناه غفلت و بیخبری است. اگر ما در شبانه روز سرگرم زندگی دنیا باشیم و یاد خدا و مرگ را فراموش کنیم و اگر ساعتی در کارهای خود و عواقب آن اندیشه نداشته باشیم، به احتمال قوی گرفتار گناه و معصیت میشویم و اگر به دستورات الهی توجه داشته باشیم و حساب و کتاب قیامت را همواره در نظر داشته باشیم، مسلماً خود را آلوده به گناه و معصیت نخواهیم کرد. ۲٫ حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر کس که قلبش را با تداوم فکر و اندیشه، آباد سازد، افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد.[۱] ۲٫ تأدیب و مجازات: برای این که در تهذیب نفس و ترک گناه پیروز شویم میتوانیم از تنبیه و مجازات استفاده کنیم. در آغاز نفس خودمان را مورد خطاب و تهدید قرار دهیم که: من تصمیم گرفتهام که فلان گناه را ترک کنم، اگر در این کار با من همکاری نکنی و مرتکب گناه شوی فلان مجازات را دربارهات اجرا میکنم، مثلاً اگر به نامحرم نگاه کنی، ۳ روز روزه میگیرم. اگر مدتی انسان به این برنامه ادامه دهد و مقید به انجام آن باشد راه شیطان را میتواند محدود کند و نفس امّاره را مهار کند، یعنی اینکه راه ورود شیطان بسته میشود. علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «گرسنگی برای به اسارت در آوردن نفس و شکستن عادتهای بد، کمک خوبی است.»[۲] ۳٫ توجه به کرامت ذات و تقویت ارزشهای انسانی: اگر انسان توجه کند که موجود گرانبهایی است و از علم و کمال و جمال الهی برخوردار است و مقامی بس بلند و رفیع دارد، اخلاق رذیله و ارتکاب گناه را دون شأن خویش میداند و طبعاً از آنها بیزار خواهد بود. وقتی فهمید روح انسان، موجودیت حقیقی انسان الهی است و از عالم بالا آمده، شهوتها و خواستههای حیوانی در نظرش بیارزش و تمایل به فضایل اخلاقی در وجودش احیاء خواهد شد. علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: هر کس که نفس خودش را گرامی بدارد، شهوتهای برایش کوچک و بیارزش خواهد بود.[۳] ۴٫ ترک معاشرت با دوستان بد: انسان موجودی است اثر پذیر و مقلّد، بسیاری از صفات و آداب و رفتارش را از انسان های دیگر که با آنها در ارتباط است فرا میگیرد، مخصوصاً دوستان نزدیک تأثیری شگرف بر رفتار انسان میگذارند و دوستی با افراد فاسد باعث یادگیری رفتارهای زشت آنان و افتادن در دام گناه و معصیت خواهد شد. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: از همنشینی با دوست بد جداً اجتناب کن که همنشین خود را به هلاکت میرساند و به آبرویش لطمه میزند.[۴] ۵٫ دوری از جاها و مکانهای لغزش انگیز: برای کسانی که در صدد ترک گناه و شهوات هستند ضرورت دارد که چشم و گوششان را از مناظر شهوت انگیز و فساد و انحراف ممنوع سازند، و در مجالسی که احتمال قوی میدهند گناه انجام میشود شرکت نکنند و لذا در اسلام توصیه شده که انسان در مجالس حرام از قبیل مجلس قمار، شراب، و غیره، شرکت نکند از نگاه به نامحرم و خلوت با زن اجنبی نداشته باشد و با نامحرم خنده و شوخی نکند. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «اذا ابصرت العین الشهوة عمی القلب عن العاقبة؛ وقتی چشم، شهوت را ببیند، قلب از عاقبت اندیشی نابینا میگردد.»[۵] ۶٫ جلو مقدمة تحریک شهوت را بگیریم و یکی از مقدمات تحریک شهوت نگاه به نامحرم و جنس مخالف است و قرآن کریم میفرماید: «قُل للمؤمنین یغضّوا مِن ابصارِهم؛ به مؤمنان بگو چشمها و دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بندند.[۶] از این آیه استفاده میشود که نگاه به نامحرم باعث تحریک شهوت میشود و لذا باید چشمها را محافظت نمود. شاعر میگوید: ز دست دیده و دل هر دو فریاد هر آنچه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد ب. راهبردهای عملی: ۱٫ افکار جنسی را که به افکارتان خطور میکند بلافاصله با ذکر خدا و یاد آسیبهای معنوی گناه از ذهن خود دور سازید. ۲٫ اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش،زیارت، عبادت و سایر فعالیتهای مثبت پر کنید. ۳٫ از نگاه کردن به مواضع جنسی و برجستگیهای بدن دیگران پرهیز نمایید. ۴٫ ایمان مذهبی خود را تقویت کنیدو توسل و دعا داشته باشید. ۵٫ از نگاه کردن به تصاویر و فیلمهای تحریک کننده و لباس جنس مخالف، جدا پرهیز نمایید. ۶٫ از فکر کردن و تصور و تخیل جنس مخالف و مسائل جنسی خودداری کنید. ۷٫ از مشاهدة اعمال، رفتار و گفتار زوج های جوان خودداری کنید. ۸٫ از معاشرت و سخن گفتن و نگاه کردن به جنس مخالف، حتی کودکان جذاب و خوش سیما خودداری ورزید. ۹٫ خوردن غذاهای محرک و دارای کالری زیاد، مانند خرما، پیاز، فلفل و غیره را به حداقل برسانید. ۱۰٫ به بدی و عواقب گناه و شهوترانی فکر و اندیشه کنید. منبع : فرز دات آی آر
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
« بسم الله الرحمن الرحيم ...؛ اين وصيت حسينبيعلي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي ميدهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت ميدهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسانها را در چنين روزي زنده خواهد نمود. »
امام در وصيت نامهاش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
« من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواستهام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، عليبنابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بنياميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر ! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توکل ميکنم و برگشتم به سوي اوست. »
منبع: بحارالانوار، 44/329
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
سر نى در نینوا مىماند اگر زینب نبود
كربلا در كربلا مىماند اگر زینب نبود چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان در كویر تفته جا مىماند اگر زینب نبود ذو الجناح داد خواهى،بىسوار و بىلگام در بیابان ها رها مىماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ پشت ابرى از ریا مىماند اگر زینب نبود در شکست لشکر شمشیرها ، تیغ زبان در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود زخمه زخمىترین فریاد در چنگ سكوت از طراز نغمه وامىماند اگر زینب نبود در عبور از بستر تاریخ،سیل انقلاب پشت كوه فتنهها مىماند اگر زینب نبود در طلوع داغ اصغر ، استخوان اشک سرخ در گلوى چشم ما مىماند اگر زینب نبود
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است دكترعلى شریعتى متفكر و اندیشمندى بود كه در یك دوره تاریخى، تأثیر فزایندهاى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهید دكتر بهشتى با اشاره بدین موضوع، حق مطلب را ادا مىكند: «دكتر در طول چند سال حساس، هیجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نیروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصیل، نقش سازندهاى داشت و دلهاى زیادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. این انقلاب و جامعه باید قدردان این نقش مؤثر باشد.» ( آثار دكتر شریعتى از فراز و فرودهاى بسیارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلامشناسى متعهد با مخاطبهاى آشنا» و «تشیع علوى، تشیع صفوى» داراى ضعفهاى ساختارى و اساسى مىباشد، و برخى از آثار وى از جمله «علىعلیه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نیایش» را باید در رده كتاب هاى خوب و تأثیرگذار وى محسوب كرد. برخى از سخنرانىها و نوشته اى دكتر شریعتى در مورد شهادت امام حسین علیه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى رود. در این نوشتار سعى خواهیم نمود به حدّ وسع خود، دیدگاه دكتر شریعتى را در این موارد به تصویر كشیم: شهادت حسین علیه السلام "شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسینعلیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این طور نیست، او در حالى كه مى توانسته است در خانه اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است." سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى شود و ارزشهاى والاى اسلامى مسخ مى گردد و موعظه ها بر گوشهاى سنگین كارگر نمى افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مىرود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى شد كرد، انجام مى دهد. ثمره شهادت امام حسین علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى سبیل الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى كند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسین علیه السلام به دلایلى گسترده و خارج از ظرف زمان است. در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى شود و در شهادت حمزه اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى شود و در شهادت حمزه اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزهاى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است. امام حسین علیه السلام تأثیر اباعبدالله الحسین علیه السلام بر روى اندیشه هاى دكتر شریعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسینى وى، در همه آثارش به وضوح دیده مى شود. بازتاب حماسه حسینى در جولان فكر و روحیه وى بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق مى باشد؛ به طورى كه بسیارى از جریانات سیاسى و اجتماعى و رویدادهاى تاریخى را با رویكرد به «حادثه كربلا» تحلیل و ارزیابى مى كند. پرداختن به عاشوراى حسینى از منظر دكتر شریعتى بیشتر انعكاس یك قریحه قوى، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسى و بى تاب اوست. این بخش در زوایاى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى پردازیم: الف) شرایط نهضت امام حسین علیه السلام "شكل مبارزهاى كه حسین انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهمیده بشود... اكنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرین پایگاههاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حكومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یك شمشیر برایش نمانده و حتى یك سرباز! سالهایى است كه بنى امیه همه پایگاههاى اجتماعى را فتح كرده است." اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده است؛ ارزشهاى اسلامى رنگ باخته و دین با حاكمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى رود. امام حسین علیه السلام در چنین شرایطى براى اصلاح دین جدش قیام مى كند؛ از یك سو، نیرویى براى تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سكوت خود مشعل امیدى نمى بیند. بنابراین، با تنهاترین و برندهترین سلاح، سلاح شهادت، به رویارویى با یزید، مظهر باطل مى شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز مى شود. این كه حسین فریاد مى زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند - فریاد مى زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى نماید. ب) بایستن و نتوانستن "فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مىكند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى كند نه وجود آن را." «بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش حضرت امام قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند: "ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفهایم، نه مأمور به نتیجه." هر مسلمانى در هر شرایطى، وظیفه اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود، دستخوش تغییر مى سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرایطى «فقه» و در برههاى «پرداختن به مسایل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است. ج) هنر خوب مردن "او (امام حسین علیه السلام) فرزند خانواده اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنىآدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند." شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زیستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى باشد. خوب مردن نیز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى برند. شهدا شمع هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پیروز مى شوند. سیدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدایان امام حسین علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مىكنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزریق می كند. د) آثار شهادت امام حسین علیه السلام "برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... حسین با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى كند و مرده را حیات مىبخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمهاى است كه با خون تلفظ مى شود." تأثیر حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاریخ، عمیق و فراگیر بوده است. نهضت هایى كه با فاصله كمى با الهام گیرى از قیام خونین كربلا شكفتند - مانند قیام توابین و ابومسلم خراسانى - و جان هاى مردمى كه از ترنم خونهاى گرم شهیدان كربلا زندگى یافتند، معدود نیستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پیروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زیر درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسین علیه السلام جریان یافته است. به راستى كدامین عشق و ایمان جوشان براى پیشبرد انقلاب اسلامى مى توانست به اندازه عشق و ایمان حسینى مؤثر باشد؟ ه) زندگانی جاوید "آنها كه تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب كرده اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى بیند، حس مى كند و مرگ كسانى را كه به ذلتها تن داده اند تا زنده بمانند، مى بیند." شهدا زنده اند و سیدالشهداء زنده ترین شهید تاریخ است. نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسلها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را مى توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار یكى از دو پیروزى نرسند؟ خون حسین، مایه حیات بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملتها دمیده مى شود و آنها را به زندگى فرا مى خواند و حسین علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى كند. و) ساعات آخر شهادت "عصر عاشورا، امام حسین علیه السلام با آن دقت نظافت مى كند، با آن دقت آرایش مى كند، بهترین لباسهایش را مى پوشد و بهترین عطرهایش را مى زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى شدند، چهره او گلگون تر و برافروخته تر و قلبش بیشتر به تپش مى آمد، كه مى دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست." حضور شایسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتیاقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى كنند و شهادت، شایسته ترین وسیله حضور در پیشگاه الهى است. آرایش با دقّت امام حسین علیه السلام در عصر عاشورا نیز به خاطر شایسته ترین حضورى است كه یك امام مى تواند در محضر الهى داشته باشد. ز ) مسئولیت ما "این كه حسین فریاد مى زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند - فریاد مى زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى نماید ." امام حسین علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى روند، به یارى مى طلبد و در واقع یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان هاست. «هل من ناصر ینصرنى»، یعنى آیا كمك كننده اى هست كه حق را یارى كند؟ حضرت زینب علیها السلام نمى توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى بدیل حضرت زینب علیها السلام كامل مى شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى گوید: "رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى شود. این رسالت بر دوشهاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگینتر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زدهاند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مىمانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پىاش، و صفهاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مىشود، از صحنه بر مىگردد. آن باغهاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گلهاى سرخ به مشام مىرسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى ماند." بدون شك حضور حضرت زینب علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى شد. حضرت زینب علیها السلام خود سرود حماسه اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمانها سارى و جارى ساخت.
+ نوشته شده در ساعت   توسط انصار
|
|